سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
120
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
بناء باب انفعال انحرف ينحرف إنحراف انحرف فعل ماضى است در اصل حرف بود ثلاثى مجرد بود خواستيم از آن فعل ماضى باب انفعال بنا كنيم همزه مكسوره و نون ساكنه كه علامت اين باب بود در اوّلش درآورديم انحرف شد . ينحرف فعل مضارع است در اصل انحرف بود ماضى بود خواستيم از آن فعل مضارع بنا كنيم ياء مفتوحه كه علامت فعل مضارع است در اوّل آن درآورده و ما قبل آخر آن را مكسور كرده و آخر آن را مضموم يانحرف شد صرف كرديم تا به صيغه متكلم وحده رسيديم ا انحرف شد اجتماع دو همزه ثقيل بود دوّمى را حذف كرده و اوّلى را كه علامت مضارع است محفوظ داشتيم انحرف شد سپس در بقيّه صيغهها براى اتحاد با آن همزهها را حذف كرديم ينحرف شد . انحرف - فعل امر حاضر است در اصل تانحرف بود مضارع مخاطب بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء كه علامت مضارع بود از اوّل آن برداشتيم و چون ما بعد از آن متحرك بود به همان حركت اكتفا كرده